رسانه و سبک زندگی
محمدرضا حکیمی صاحب مجموعه فاخر و ارزشمند الحیاة از دریافت جایزه در یکی از جشنواره های مهم کشور خودداری می کند و می گوید:
«برگزاری چنین جشنواره هایی از نظر اینجانب در اولویت نیست. در این جشنواره از فاضلان و استادانی، به نام خدمت 50ساله به علوم انسانی تجلیل شده است. پرسش این است آیا این علوم برای ثبت در کتاب ها و در دنیای ذهنیت است یا برای خدمت به انسان و حفظ حقوق انسان و پاسداری از کرامت انسان است در واقعیت خارجی و عینیت... آری، باید بکوشیم تا جامعه ما چنان نباشد که درباره اش بتوان گفت؛ « از دو مفهوم انسان و انسانیت، اولی در کوچه ها سرگردان است و دومی در کتاب ها»
کتابهای بیشماری پیرامون انسانیت ، اخلاق، فرهنگ وجود دارد. اما چگونه میتوان میان انسانیتی که در این کتابها به آن توصیه شده و آن انسانی که درشهر سرگردان است ارتباط برقرار نمود. کتابها و کتاب نویس ها بسیارند اما انسانیت در کتابها زندانی شده است. رابط بین این انسانیت موجود در کتابها و انسان سرگردان در کوچه ها چه کسی است؟
رسانه می تواند این مسئولیت را بعهده بگیرد و باید ابزاری در چهت پیوند معنا با متن زندگی انسان باشد. سخنرانی اخیر رهبر فرزانه ایران پیرامون سبک زندگی نیز براین مسئله صحه می گذارد. ما در بخش نظری و علمی وانتراعی پیشرفت کرده ایم اما در متن زندگی و صحنه واقعی زندگی خویشتن نه. آیا رسانه توانسته الگویی از سبک زندگی اسلامی به ما ارائه دهد. در کدام سریال شما می بینید که فرزندی دست پدر را ببوسد؟ اهالی خانه سحر از خواب بیدارشوند؟ در جهت انجام صله رحم خود را به زحمت بیندازند. آیا تابحال زن خانه داری را نشان داده است که اخبار تلویزیون را می بیند و تحلیل می کند؟ فقط حدول حل نمی کند بلکه روزنامه می خواند. این در حالی است که در صحنه واقعی زندگی چنین زنانی وجود دارند. آیا تابحال دیده ایم که یک شخصیت داستانی به هنگام گفتن دیالوگ خود در حال جدا کردن زباله های بازیافتی باشد؟ یا به سراغ یکی از مراکز بازیافت برویم و نشان دهیم که چنین مراکزی هستند؟ویکی ازدوستان که صاحب چهار فرزند بود می گفت: چرا در سریالهای ما طهارت وجود ندارد و بازیگران بطور مثال دستشان خونی و نجس می شود یا لباسشان آلوده می شودنجاست را رعایت نمی گنند او می گفت فرزندانم از این مسئله تاثیر می پذیرند. (در پزوهشی که جامعه آماری آن را چوانان کافی شاپ تشکیل می دادند 70 درصد آنها به رعایت نجاست و پاکی اعتقادی نداشتند.) آیا تابحال دیده ایم که راننده ای در مسیرمحل کارش، شخصی را که کنار خیابان ایستاده سوار کند وکرایه نگیرد؟ آیا تابحال در سریالی دیده اید که فردی برای حفظ سلامتی خود حجامت کند درحالیکه جحامت از جمله توصیه های اکید اسلام بوده و در مورد آن روایات بیشمار است. در زندگی اسلامی روز جمعه روز بخصوصی است بگونه ای که سفارش شده مرد خانه اگر می خواهد هدیه یا کالایی را به خانه ببرد آن را در روز جمعه به خانواده اش دهد تا آن روز برای آنها خوشایند باشد. موارد بیشماری است که ما تابحال با آن در رسانه ملی مواجه نشده ایم؟ چه مقدار از آداب اسلامی در سریالهای ما وجود دارد؟ در سریالها وفیلم های خارجی که برای کودکان و نوجوانان ساخته می شود کارگروهی در مدرسه بارها و بارها مضامین آنها راتشکیل می دهد. اینکه با همکاری هم چگونه یک تحقیق علمی را انجام می دهند؟ یا یک مشکلی را حل می کنند؟ وقتی آموزش ما آموزش جمع گرایانه نیست و این را حتی در رسانه منعکس می کنیم و حتی در تخیل و تصور خود نیز به کار جمعی وقعی نمی نهیم چطور انتظار داریم که فرهنگ کار جمعی در جامعه گسترش یابد؟
در میان متفکران دینی و حوزویان افرادی هستند که حاضر به فعالیت در رسانه که نیستند هیچ ، دیگران را نیز نهی می کنند و فقط از مفسده های آن سخن می گویند. من در مقابل این افراد می گویم اگر فرض بگیریم آمدن به این عرصه امری همراه با کراهت باشد. مگر آن زمان که عده ای در کره زمین با سحر و جادو به مفسده انگیزی می پرداختند خداوند عده ای را مامور نساخت که به آموزش این فن بپردازند تا اثر گروه اول را از بین ببرند.
وقتی دشمن از رسانه به بهترین وجه برای مقاصد خود استفاده می کند آیا برما وظیفه نیست که که فنون آن را به هر شکل یا دگرفته و از آن حداقل برای خنثی سازی اثر تهاجمی آنها استفاده کنیم؟





این وبلاگ با هدف افزایش دانش رسانه ای و پرورش تحلیل گران رسانه به بیان اخبار و مطالب کارگاه تحلیل رسانه می پردازد. گفتنی است این کارگاه یکی از کارگاه های تشکیل شده در کانون هنر و اندیشه مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما است.